شناسهٔ خبر: 4100 - سرویس گفتگو
نسخه قابل چاپ

رئیس کمیسیون معادن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی ایران:

معاملات داخلی سنگ آهن در بورس کالا انجام شود

shakouri.jpg با توجه به رکود فعلی و جهانی در حوزه معدن و صنایع معدنی، انتظار می رود تا زمینه عرضه و معاملات سنگ آهن داخلی برای حمایت از معدنکاران و شرکت های معدنی فراهم شود.

به گزارش «پایگاه خبری بورس کالای ایران»، دکتر بهرام شکوری، رییس کمیسیون معادن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی،صنایع معادن و کشاورزی ایران و نایب رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن ایران با بیان مطلب فوق گفت: برای رسیدن به یک بازار ایده آل، بهتر است نوع پرداخت با نوع کالا و بازار هدف هماهنگ شود چراکه این امر خود ایجادکننده یک مزیت برای بازار بورس کالا است در غیر این صورت بی‌شک بخشی از خریداران کالاهای خود را از دست خواهیم داد.  در ادامه مصاحبه با این فعال بازار موادمعدنی و رییس کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی را خواهید خواند:

 

بورس کالای ایران تا چه میزان در شفاف سازی قیمت های صادراتی سنگ آهن به عنوان یکی از کالاهای اصلی معدنی عرضه شده در رینگ صادراتی موفق عمل کرده است؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت سنگ‌آهن نتوانسته است جایگاه خود را در بورس کالا، آن‌طور که شایسته است، پیدا کند چراکه عرضه‌کنندگان سنگ‌آهن همواره تحت سلطه‌ی دولت و فولادسازان قرار داشته‌اند و دولت نیز از بخش فولادسازی حمایت‌های زیادی کرده که نهایتا باعث شده تا از عرضه این ماده به‌صورت فراوان در بورس کالا ممانعت به‌عمل ‌آید. دلیل این ادعا مقایسه حجم مبادلات سنگ‌آهن ایران، چین و سنگاپور در بورس کالا است، برای مثال حجم مبادلات سنگ‌آهن در بازار بورس دالیان چین از ۱۰۰ هزار لات (هر لات معادل ۱۰۰ تن سنگ‌آهن) در روز در سال ۲۰۱۳ به روزانه ۴ میلیون تا ۶ میلیون لات رسیده است، همچنین حجم مبادلات سنگ‌آهن در بورس کالای سنگاپور در اوایل سال ۲۰۱۴ از ۲۰ میلیون تن به ۱۲۳.۴ میلیون تن در فوریه سال ۲۰۱۵ رسیده است. نگرانی اصلی جهت عرضه آزادانه سنگ‌آهن در بورس کالا، قیمت‌های کاملا رقابتی این ماده معدنی با جهان است، چراکه سنگ‌آهن ایران به لحاظ قیمت تمام‌شده و قیمت فروش کاملا آمادگی رقابت در کلاس جهانی را دارد، در این صورت اگر حجم معاملات سنگ‌آهن در بورس کنترل و محدود نشود، بیم آن می‌رود که تمام یا حداقل نیمی از حجم تجارت سنگ‌آهن به خارج از مرزها تعلق گیرد و فولادسازان داخلی را با کمبود ماده اولیه صنعت خود، یعنی سنگ‌آهن مواجه کند و آن‌ها مجبور شوند برای تأمین سنگ‌آهن موردنیاز خود، از بورس کالا، اقدام به خرید کنند و نهایتاً بهای بیشتری را بپردازند که این افزایش قیمت تمام‌شده برای فولاد کشور که هم‌اکنون نیز حتی با قیمت‌های ارزان سنگ‌آهن کشور، مزیت رقابتی ندارد، یک فاجعه است. انتظار نمی‌رود که سیاست کشور جهت حمایت از بخشی، به ضرر بخش دیگر تمام شود، بنابراین می‌بایست سیاست‌مداران و فولادسازان با نگاهی عدالت‌جویانه‌تر و البته رقابتی‌تر به وضعیت معاملات سنگ‌آهن در بورس کالا نظر اندازند.

 

به‌عنوان یکی از صاحب‌نظران حوزه معدن و صنایع معدنی، انجام معاملات داخلی سنگ‌آهن در بورس کالا را امکان‌پذیر می‌دانید؟ و آیا اکنون زمان مناسبی برای مطرح‌شدن این موضوع است؟

 

با توجه به رکود فعلی و جهانی در حوزه معدن و صنایع معدنی، زمانی کاملا مناسب است چراکه در حال حاضر معدنکاران کشور مواجه با رکودی عظیم شده‌اند که هرلحظه ماهیت وجودی معادن آن‌ها را تهدید می‌کند، از طرفی دنیا به سمت جهانی‌شدن پیش می‌رود و اگر نتوان با نگاه فرامرزی به تولید و ارائه هر کالا یا خدمتی نگریست، شکست آن صنعت بدون شک حتمی است. بورس کالا فضایی را ایجاد می‌کند تا عرضه‌کنندگان و تقاضاکنندگان کالا، با خیال راحت و مطمئن از شفافیت قیمت‌ها و قراردادها به مبادله با یکدیگر بپردازند. اهمیت بورس کالا تا جایی است که بورس فلزات لندن به مرجع قیمت‌گذاری روزانه فلزات در جهان تبدیل شده است و روزانه مورد رصد شرکت‌ها و بنگاه‌ها قرار می‌گیرد؛ اما حال که قرار است بر سر راه مبادلات بین‌المللی سنگ‌آهن، دو نیروی دولت و فولادسازان ممانعت ایجاد کنند، لذا انتظار می‌رود حداقل با مبادلات داخلی این ماده استراتژیک در بورس، بخشی از زیان ازدست‌رفته معدنکاران و شرکت‌های معدنی از ممانعت صادرات فرامرزی، پوشش داده شود و روزنه امیدی برای ادامه فعالیت آن‌ها باشد در این صورت می‌توان انتظار داشت که با بهبود وضعیت صنعت فولاد کشور و خودکفایی آن از حمایت‌های دولتی، لااقل با تجربه‌ای ملی به سمت بورس فراملی پیش رویم و از این فرصت جهت شناسایی مشکلات معاملات در بورس کالا استفاده کنیم و با تجربیات و راهکارهای بدست آمده به سمت معاملات فراملی پیش رویم. در این بین جهت ذکر اهمیت نقش بورس کالا جالب است که به حجم تجارت در بورس فلزات لندن بیندیشیم، این بورس توانست در سال ۲۰۱۵ با ۴ میلیارد تن معامله که معادل ۱۷۰ میلیون لات بوده است، ۱۲ تریلیون دلار معامله را انجام دهد.

از طرفی علاوه بر نگاه خوش‌بینانه‌ای که از بورس کالا برای معاملات سنگ‌آهن وجود دارد، همواره بیم آن نیز می‌رود که به دلیل رکود جهانی حاکم بر مواد معدنی و ازجمله سنگ‌آهن، قیمت ارائه‌شده این مواد حتی هزینه‌های تولید آن‌ها را نیز پوشش ندهد اما وضعیت همیشه به این صورت باقی نمی‌ماند و هدف اصلی از راه‌اندازی بورس کالا، نگاهی بلندمدت است که فضایی رقابتی ایجاد کند.

اما از چالش‌های پیش روی سنگ‌آهنی‌ها در فضای موجود، جهت ورود به بازار بورس وجود طیف گسترده‌ای از کیفیت سنگ‌های آهن است و از آنجاکه سنگ‌های مرغوب‌تر با عیارهای بالاتر در خدمت معادن دولتی بوده و سنگ‌های با عیار کمتر سهم معادن و شرکت‌های خصوصی بوده است، قیمت گذاری و تقاضای عادلانه جهت خرید سنگ آهن کمی با تردید مواجه می شود و این موضوع باید به درستی مدیریت شود چراکه دولت با در دست داشتن امکانات بیشتر و البته قدرت مالی فراوان‌تر و دسترسی به منابع تولید مقرون‌به‌صرفه تر، امکان کاهش در هزینه‌های تولید را دارد، هرچند که به لطف درآمدهای نفتی و حذف یارانه‌ها معمولاً از این کاهش هزینه‌ها صرف‌نظر می‌کند اما با وارد شدن این طیف گسترده از سنگ‌های ‌آهن با عیارهای گوناگون دو سناریو را می‌توان انتظار داشت، در حالت مثبت گرایانه می‌توان انتظار داشت که بخش دولتی به جهت عرضه تولید خود در بازار رقابتی، جهت کسب سود بیشتر مجبور به کاهش هزینه‌های خود خواهد بود چراکه دیگر نمی‌تواند از رانت خود جهت صادرات غیر بورسی با قیمت‌های بالا منتفع شود و درنتیجه این کاهش هزینه که همان پول بیت‌المال است جهت توسعه بخش معدن بکار گرفته شود، اما در سناریوی بدبینانه، آیا واقعاً شرکت‌ها و معادن خصوصی با سرمایه‌های اندک و معادن کم‌عیار، تاب مقاومت و رقابت با بخش دولتی را در فضای بورس دارند؟ پس توقع بی‌جایی نیست که ابتدا با تدوین آیین‌نامه‌ها و مقرراتی، از ضررهای این‌چنینی به بخش خصوصی جلوگیری به عمل آید یا تدبیری اندیشیده شود.

از دیگر موارد عرضه سنگ‌آهن در بازار بورس کالا، بحث قیمت‌گذاری آن است چراکه متغیرهای زیادی در سنجش قیمت سنگ‌آهن تأثیرگذار است برای مثال آیا می‌توان قیمت سنگ‌آهن را با معیارها و آنالیزهای متنوع در بورس کالا جای داد؟ قطعاً بورس‌های کالایی که عرضه‌کننده سنگ‌آهن نیز هستند، راهکاری برای رویارویی با این مشکل یافته‌اند لذا می‌بایست بامطالعه و بررسی راهکار این بورس‌ها از تجربیات آن‌ها استفاده کر. بدین منظور تجربه بورس کالای دالیان چین با بیش از ۲۱۶ انبار تحویل بار و ۱۶۸ شرکت عضو تا پایان سال ۲۰۱۵،  می‌تواند کمک قابل توجهی در عرضه این کالا در بورس به ما داشته باشد چراکه چین بازار هدف اصلی سنگ‌آهن دنیا و البته ایران بوده و هماهنگی با این بازار قطعاً به نفع بورس و اقتصاد کشور است.

 

بورس کالا چقدر می تواند در شفاف‌سازی قیمت‌های فروش داخلی سنگ‌آهن مؤثر باشد؟

 

بورس‌ها، کالاهای استانداردی را پذیرش می‌کنند و اشخاص از طریق کارگزاران معاملاتی را انجام می‌دهند که می‌تواند به‌صورت نقدی یا مشتقات مبتنی بر کالا باشد. مهم‌ترین مزیت ناشی از بورس کالا امکان پوشش ریسک نوسانات نرخ ارز است، بدین ترتیب بازرگانان به کمک بورس کالا می‌توانند ریسک خود را در واردات و صادرات کالاها و مواد اولیه به حداقل برسانند. همچنین بورس کالا موجب شفافیت در قیمت‌گذاری کالاهای پذیرش‌شده نیز می‌شود و با ارائه انواع قراردادها، نیازهای طرفین قرارداد را سنجیده و فضایی رقابتی ایجاد می‌کند، برای مثال در معاملاتی که در بورس فلزات لندن صورت می‌گیرد، قراردادهای تسویه نقدی با قیمت میانگین ماهانه در نظر گرفته می‌شود که این میانگین قیمت شامل احتساب قیمت روزانه کالا طی یک ماه است و به این منظور ۴ سیستم قیمت‌گذاری میانگین ماهانه در این سامانه معرفی شده که شامل میانگین قیمت آنی، میانگین قیمت ادراکی، میانگین قیمت تسویه ماهانه و میانگین قیمت شناور ماهانه است.  از طرفی چون کالاهای پذیرفته‌شده در بورس دارای استاندارد خاصی هستند بنابراین مبادله چنین کالاهایی با معیارهای مبادلات در اسلام بسیار سازگارتر است. این‌چنین مبادلات شفاف، نه‌تنها منافع عرضه‌کنندگان را تأمین می‌کند بلکه با اعمال قوانین نظارتی، حامی خریداران نیز خواهد بود. شفافیت حاصل از بورس تنها به قیمت‌گذاری محدود نمی‌شود بلکه شفافیت مربوط به کل پروسه معاملات می‌شود زیرا در قراردادهای بورسی علاوه بر قیمت، مشخصات کالا و نوع قرارداد مورد معامله، مقدار کالای مورد معامله، واحد اندازه‌گیری کالای مورد معامله، زمان معامله (روز و ساعت)، استاندارد و ابعاد کالا، تاریخ تحویل، استاندارد تحویل و نوع بسته‌بندی، انبار یا محل تحویل و واحد پول نیز به‌صورت دقیق و روشن ذکر می‌شود.

 

با توجه به برنامه های بورس کالا برای راه‌اندازی تسویه دلاری در معاملات صادراتی، امکان تحقق این موضوع را چطور ارزیابی می‌کنید؟

 

همان‌طور که پیش‌تر مدیرعامل بورس کالا، عنوان کرده بود، انتظار می‌رود در سال پیش رو، با گسترش و بهبود روابط ایران با کشورهای قدرتمند و تأثیرگذار در روند تجارت، این امر محقق شود چراکه شبکه سوئیفت ایران از اسفند ۱۳۹۰ در راستای تحریم‌های هسته‌ای قطع شد و لذا امر معاملات دلاری را با مشکل مواجه کرده بود، اما حال انتظار می‌رود با پیوستن دوباره ایران به شبکه سوئیفت و برداشته شدن تحریم‌های بانکی، با چالشی خارجی جهت اجرایی ساختن این امر روبه‌رو نباشیم، مگر آنکه سیاست‌های داخلی هنوز آمادگی لازم جهت رویارویی با معاملات ارزی را نداشته باشد، درهرحال امیدوارم این مهم به‌زودی محقق شود و بتوانیم دلار را به‌عنوان یکی از واحدهای پولی رسمی در مبادلات بورسی بشناسیم تا بتوانیم بخشی از ضرر حاصل از تبدیلات ارزی را پوشش دهیم چراکه در حال حاضر این تبادلات ارزی تنها به نفع افرادی خواهد بود که دارای رانت اطلاعاتی بوده و از طریق آربیتراژ، سود بادآورده زیادی را بدست می‌آورند؛ اما نکته‌ای که در بحث تسویه معاملات ازنظر دورمانده، تسویه معاملات به‌صورت ارزی است نه صرفاً دلاری. معاملات در بورس کالا می‌بایست با هر ارزی بنا به نیاز و یا توافق طرفین صورت گیرد بخصوص در معاملات سنگ‌آهن که بازار عمده هدف آن چین است، می‌بایست امکان معاملات با ارز یوآن چین تسهیل شود. شاید اگر بورس کالا را فارغ از کالاهای عرضه‌شده مدنظر قرار دهیم، دلار بهترین گزینه تسویه معاملات باشد، اما برای رسیدن به یک بازار ایده آل بهتر است نوع پرداخت را با نوع کالا و بازار هدف هماهنگ کرد چراکه این امر خود ایجادکننده یک مزیت برای بازار بورس است برای مثال خریدار سنگ‌آهن از چین ممکن است تنها تمایل به معامله با واحد پول کشور خود داشته باشد و اگر بورس کالا این امکان را برای چنین خریدارانی فراهم نکند بی‌شک بخشی از خریداران کالاهای خود را از دست خواهیم داد. در سطح جهانی تنوع ارائه خدمات جهت جذب خریداران تا جایی پیش رفته است که خریداران برای تعویض عرضه‌کننده خود و گرایش به سمت عرضه‌کننده با خدمات بهتر، لحظه‌ای درنگ نمی‌کند.

 

پیش‌نیازهای انجام معاملات به‌صورت تسویه دلاری در بورس کالا چیست؟

 

پیش‌نیاز اصلی پس از آماده بودن زیرساخت‌های لازم که همان آمادگی همکاری بانک‌های ایرانی با بانک‌های دیگر کشورها است، توافق طرفین قرارداد است. لذا حال که انتظار می‌رود به لحاظ زیرساخت‌ها، مشکلات بین‌المللی در حال حذف شدن است، با قانون‌گذاری و تهیه آیین‌نامه‌هایی جهت معاملات ارزی، فضای اطمینان بخشی را برای طرفین قراردادها ایجاد کند تا آن‌ها بتوانند با خیال آسوده، انواع روش‌های پرداخت ارزی را بپذیرند. بااین‌حال در برخی معاملات اساساً نیازی به پرداخت به صورتی ارزی نبوده درنتیجه به نظر اینجانب تعیین روش پرداخت می‌بایست به عهده طرفین قرارداد گذاشته شود و نیازی به یکپارچه‌سازی روش پرداخت وجود ندارد. همان‌طور که در سؤال پیشین مطرح شد شایسته بورس کالا است که امکان تسویه کالا را با هر ارزی بنا به نوع کالا، بازار هدف و توافق طرفین مقدور سازد.

منیع: عصر بازار

نظر شما